دسته بندي مطالب : ادبیات زندگی

دی ۱۴, ۱۳۹۴ / ادبیات زندگی

دلنوشته

دلنوشته

زندگی تصویریست! قلم و کاغذ و رنگش از توست. قلمت را بردار! و به نقاشی آن همّت کن! گاه گاهی دو سه گامی به عقب پا

۰ ديدگاه /

تیر ۲۴, ۱۳۹۴ / ادبیات زندگی

تیر ۲۱, ۱۳۹۴ / ادبیات زندگی

وقت کم است بايدخوب بود!

وقت کم است بایدخوب بود!

دلم ميخواست هاي من زيادند..بلندند... طولانيند... اما مهمترين دلم ميخواست ها اينست که .انسان باشم. انسان بمانم .

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۱, ۱۳۹۴ / ادبیات زندگی

 ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﺫﻫﻦ

ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﺫﻫﻦ

ذهن ﻣﺎ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺍﺳﺖ. ﮔﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﺷﺖ ﮔﻞ ﻧﮑﺎﺭﯼ؛ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ ... ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺎﺷ

۰ ديدگاه /

فروردین ۹, ۱۳۹۴ / ادبیات زندگی

ابیاتی که مصرع دوم آنها مشهورتر است

ابیاتی که مصرع دوم آنها مشهورتر است

1- گر دایره ی کوزه ز گوهر سازند از کوزه همان برون ترآود که در اوست (بابا افضل) 2-با سیه دل چه سود گفتن وعظ نرود م

۲ ديدگاه /

فروردین ۹, ۱۳۹۴ / ادبیات زندگی

نوروز

نوروز

غزلی زیبا ازپیرایه یغمایی نوروز بمانید که ایّام شمایید! آغاز شمایید و سرانجام شمایید! آن صبح نخستین بهاری ک

۱ ديدگاه /

اسفند ۳, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

بی قیدوشرط عشق بورزیم

بی قیدوشرط عشق بورزیم

محال است بارانی از محبت به کسی هدیه کنی ودستهای خودت خیس نشود چه زیباست بی قیدوشرط عشق بورزیم بی قصدوغرض حرف

۱ ديدگاه /

مهر ۳۰, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

پلاک عشق

پلاک عشق

خواب می دیدم شب مرگ من است فصل پاییز گل و برگ من است غسل کردند و کفن پوشاندنم درمیان قبر خود خواباندنم زیر تل

۰ ديدگاه /

مهر ۳۰, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

خدﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ

خدﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ

خدﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﻤﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﮔﻠﻮﯼ ﺧﺸﮏ ﺻﺤﺮﺍﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪﺷ

۰ ديدگاه /

شهریور ۲۴, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

درس های زندگی

درس های زندگی

ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ : ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!. ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!. ﮔﺎﻫـــ

۰ ديدگاه /

شهریور ۸, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

گاهی باید...

گاهی باید…

ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ: ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬ

۰ ديدگاه /

شهریور ۸, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

بعضی وقتها...

بعضی وقتها…

بعضے وقت ها یڪی یہ طوری مے سوزونتت ڪه هزار نفر نمیتونن خاموشت ڪنن بعضے وقت ها یڪی طورے خاموشت میڪنه ڪہ هزار

۰ ديدگاه /

شهریور ۸, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

زندگی   نیست  بجز حرف محبت به كسی...

زندگی نیست بجز حرف محبت به کسی…

زندگی ذره كاهیست ، كه كوهش كردیم زندگی نام نکویی ست كه خارش كردیم زندگی  نیست  بجز نم نم باران بهار ، زند

۲ ديدگاه /

مرداد ۲۷, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

زندگی با همه تلخی ها شیرین است

زندگی با همه تلخی ها شیرین است

قلمت را بردار ، بنویس از همه خوبیها ، زندگی , عشق ، امید و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است گل مریم ، گل رز

۰ ديدگاه /

تیر ۲۵, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

شنیــدم گرمــه آغوشـــــت،اگه میشـه منــم جا کن

شنیــدم گرمــه آغوشـــــت،اگه میشـه منــم جا کن

خدایـــا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کن اگه میشـه فقط گاهی خودت قلب منـــو "ها "کن خدایـــا!سرده این پا

۳ ديدگاه /

تیر ۲۲, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

این لحظه های با تو نشستن ...

این لحظه های با تو نشستن …

تنها تو را ستودم آنسان ستودمت که بدانند مردمان محبوب من به سان خدایان ... ستودنی ست این تیره روزگار در پرده غب

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۹, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

خدا را شکر...

خدا را شکر…

خدا را شکر، دعاهایم اثر کرد که سلطان جهان ما را خبر کرد خدا را شکر، خورشیدی بخندید و درد بی کسان را مختصر کرد

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

اگر خنده ات دست یاری دهد

اگر خنده ات دست یاری دهد

به شب تا سحر دست بالا کنم که امروز را با تو فردا کنم ز دوری تو اشک دریا کنم که شاید نشان تو پیدا کنم نگاهی به آن

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

نمی دانی ...

نمی دانی …

نمی دانی که عاشق گشته ام من به روی همچو ماهت ای پریرو تمام مال و دینم را ببازم به یک چشم و نشان و خط و ابرو نمی

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

نیایش

نیایش

اگر بخت یاری کند، عمر باشد بپایت کنم سالها بندگی چنان پایبند تو میرم که در ذهن نگنجد که دارم به سر زندگی پرس

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۳, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی, راز زندگی

عشق

عشق “زلال” است

عشق همچون آب ، "زلال" است همچون رود ،  "جاریست " و همانند جوی راه خویش را                از دل سختترین سنگها  

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۳, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

دعا کنید که بیاید ، مسافری که نیامد

دعا کنید که بیاید ، مسافری که نیامد

کوچه کوچه بنازم ، به عابری که نیامد غزل غزل بنویسم، به عاشقی که نیامد شکسته بغض غرورم در انتظار عجیبی دعا

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۲, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

تو که یک گوشه چشمت...

تو که یک گوشه چشمت…

چه سخت است این جمعه و انتظار

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۲, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم

حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم

حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم بگذار که از دور گرفتار تو باشم من مایه ندارم که خریدار تو گردم باشد که گدا

۰ ديدگاه /

خرداد ۲۲, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

کجایی تو ای گرمی جان من؟

کجایی تو ای گرمی جان من؟

کجایی تو ای گرمی جان من؟ که شد زندگی بی تو زندان من کجایی تو ای تک چراغ شبم؟ که دور از تو جان میرسد بر لبم به

۰ ديدگاه /

خرداد ۱۹, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

یاد من باشد ...

یاد من باشد …

یاد من باشد فردا دم صبح دو سه رکعت                 عبادت بکنم به خیالی که ندانی که منم چشم در چشم         

۰ ديدگاه /

خرداد ۱۹, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

خیال کردی...

خیال کردی…

خیال کردی از عشق دست می کشم ؟ به تهدید تو             پای پس می کشم ؟ نمی دانی ای دوست با بوی تو در آغوش عشقت

۰ ديدگاه /

خرداد ۵, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

مصطفی آیینه‌دار عشق بود

مصطفی آیینه‌دار عشق بود

 در عدم بودیم مستور وجود تا محبت پرده ما را گشود بود تنها حضرت پروردگار خواست تا خود را ببیند آشکار آفرید آیی

۰ ديدگاه /

اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

يادمن باشد فردا دم صبح

یادمن باشد فردا دم صبح

 يادمن باشد فردا دم صبح جور ديگر باشم  بد نگويم به هوا،  آب ، زمين  مهربان باشم،  با مردم شهر  و فراموش

۰ ديدگاه /

فروردین ۷, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

به دادم برس !

به دادم برس !

همه شب به سوی تو در حال ذکر و نمازم همه سر به سر پاک غرق نیازم به کمتر ز پا بوسیت ، هیچ ؛ هرگز نسازم به دادم برس

۰ ديدگاه /

فروردین ۶, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

قشنگ ترین ترانه

قشنگ ترین ترانه

برای من صدای تو قشنگ ترین ترانه است به هر سحر سلام تو ندای جاودانه است   تو دوری و کلام تو درون کنج خانه اس

۰ ديدگاه /

فروردین ۶, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

دیدن تو زیارت است

دیدن تو زیارت است

خنده ی تو عبادت است دیدن تو زیارت است نذر کنم به پای تو این دل بی قرار را وصل نمی دهی مده وعده بده  ز روز  وصل

۰ ديدگاه /

فروردین ۲, ۱۳۹۳ / ادبیات زندگی

من عاشقت بودم ......

من عاشقت بودم ……

من عاشقت بودم قدر تمام تکه کاغذهای یک دفتر اندازه ی چشمان پر نورت   من باورش کردم آن اشک ها و خنده هایت را  

۰ ديدگاه /

اسفند ۲۹, ۱۳۹۲ / ادبیات زندگی

دل خانه تکانی شد .....

دل خانه تکانی شد …..

صدبار بگردم باز در قلب منت جا نیست دل خانه تکانی شد نقشی ز تو پیدا نیست   نوروز ، بساط گل هم لاله و هم سنبل

۰ ديدگاه /

اسفند ۲۴, ۱۳۹۲ / ادبیات زندگی

تو از دردم چه می دانی ؟!

تو از دردم چه می دانی ؟!

تمام راه با تردید ز خود صد بار پرسیدم : " میان کوچه ی بن بست ،         در این ایام بارانی             برای دید

۰ ديدگاه /

اسفند ۱۸, ۱۳۹۲ / ادبیات زندگی

تو از من دلخوری اما ...

تو از من دلخوری اما …

تو از من دلخوری اما من از تو سخت دلگیرم به غربت غرق می گردم ولی دستت نمی گیرم   نباشی بی کسی هایم انیسم در

۰ ديدگاه /

« صفحه بعدي