دسته بندي مطالب : طنز زندگی

مهر ۸, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

مدیریت پیشرفته

مدیریت پیشرفته

روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده

۰ ديدگاه /

مهر ۳, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

با همان متری که دیگران را اندازه گیری میکنید اندازه گیری می شوید

با همان متری که دیگران را اندازه گیری میکنید اندازه گیری می شوید

در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد می…شد.دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک ش

۱ ديدگاه /

مهر ۳, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

شهریور ۲۶, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

قلم یا کلنگ ؟

قلم یا کلنگ ؟

قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنجا حضور داشت گفت ... : جناب قاضی کلنگ خود را بردارید. قاضی خشمگین پاسخ داد:

۰ ديدگاه /

شهریور ۲۵, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

پیغام گیر تلفن پدربزرگ و مادر بزرگ ها

پیغام گیر تلفن پدربزرگ و مادر بزرگ ها

ما اکنون در دسترس نیستیم؛ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید: اگر شما یکی از بچه های ما هستید؛ شماره 1 ر

۰ ديدگاه /

شهریور ۲۳, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

فقط دو چيز بيكران و نامحدود است، كهكشان و حماقت انسان

فقط دو چیز بیکران و نامحدود است، کهکشان و حماقت انسان

يك گروه از دانشمندان پنج ميمون را در قفسي گذاشتند و در وسط قفس يك نردبان كه بالاي آن مقداري موز گذاشته شده بود ق

۰ ديدگاه /

شهریور ۲۳, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

پنج قانون طلایی همسرداری

پنج قانون طلایی همسرداری

قانون طلايي اول: بايد زني داشته باشيد که در کارهاي خانه کمک کند،خوب آشپزي کند، گردگيري کند... قانون طلايي دوم:

۰ ديدگاه /

شهریور ۱۴, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

تفاوت مدیران در جهان

تفاوت مدیران در جهان

جهان پیشرفته : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود جهان سوم : موفقیت مدیر سنجیده نمیشو

۰ ديدگاه /

شهریور ۱۲, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

مشکل توست بما ربطی ندارد

مشکل توست بما ربطی ندارد

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد . همه گفتند: " تله موش  " مشکل توست ! بما ربطی ندارد! ما

۰ ديدگاه /

شهریور ۱۲, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

بگذارید اول رئیس تان صحبت کند

بگذارید اول رئیس تان صحبت کند

یک روز مسئول فروش، منشی دفتر و مدیرعامل یک شرکت برای نهار به سمت غذا خوری قدم می زدند. ناگهان یک چراغ جادو روی ز

۰ ديدگاه /

شهریور ۱۲, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

نيازمند واقعی

نیازمند واقعی

روزي هارون الرشيد مبلغي پول به بهلول داد تا در ميان نيازمندان تقسيم کند.   بهلول پول را گرفت و پس از چند لح

۰ ديدگاه /

مرداد ۲۹, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

کامپیوتر مذکر است یا مونث ؟

کامپیوتر مذکر است یا مونث ؟

SPANISH Teacher was explaining to her class that in Spanish, unlike English,  nouns are designated as either masculineorfeminine. معلم زن اسپانیایی داشت به شاگردا

۱ ديدگاه /

مرداد ۲۶, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

چرا ما همیشه زود قضاوت می کنیم؟

چرا ما همیشه زود قضاوت می کنیم؟

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک

۰ ديدگاه /

تیر ۲۰, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

معرفی خود

معرفی خود

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گف

۰ ديدگاه /

تیر ۱۸, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

موهای سفید

موهای سفید

روزی دختری کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش نگاه مى‌کرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش

۰ ديدگاه /

تیر ۵, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

بالا نرو، بسیار خطرناک است

بالا نرو، بسیار خطرناک است

مهرداد ، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید. او که ب

۰ ديدگاه /

خرداد ۸, ۱۳۹۰ / طنز زندگی

چرا روی نقاط مثبت زنان و مردان تکيه نکنيم

چرا روی نقاط مثبت زنان و مردان تکیه نکنیم

زنان و مردان با هم تفاوت دارند، در اين نکته ترديدي نيست   ولي بجاي تاکيد روي کيفيتهاي منفي زن و مرد چرا روي ن

۲ ديدگاه /

اسفند ۲۹, ۱۳۸۹ / طنز زندگی

نوروز از کجا به کجا می رود ؟

نوروز از کجا به کجا می رود ؟

1-چهارشنبه سوری: فرصتی بسیار مناسب برای افرادی که زیاد مایل نیستند بهار سال آینده را مشاهده کنند. اتفاقی که

۰ ديدگاه /

بهمن ۹, ۱۳۸۹ / طنز زندگی

گروه نود و نه

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست. روزی پادش

۳ ديدگاه /

بهمن ۱, ۱۳۸۹ / طنز زندگی

اوهميشه مي خواست من را عوض كنه

اوهمیشه می خواست من را عوض کنه

  مردي كت و شلواري با كراواتي زيبا ، قصد طلاق دادن زنش رو داشت . دوستش علت رو جويا شد و مرد پاسخ داد: اين زن ا

۲ ديدگاه /

دی ۲۹, ۱۳۸۹ / زندگی, طنز زندگی

مهندسی و مدیریت

مهندسی و مدیریت

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین

۰ ديدگاه /

دی ۲۹, ۱۳۸۹ / زندگی, طنز زندگی

فوتبال در بهشت

دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى سعید و محسن، دوستان بسیار قدیمى بودند. هنگامى که محسن در بستر مرگ بود، سعید هر روز

۰ ديدگاه /

دی ۲۹, ۱۳۸۹ / زندگی, طنز زندگی

هوش خانم ها

خانمی در زمین گلف سرگرم بازی بود. ضربه ای به توپ زد که سبب پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پید

۱ ديدگاه /

  صفحه قبلي »