تجارت خوب

حسن آقا از یک روستایی یک الاغ خرید به قیمت ۳۰۰ هزار تومان و  قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد روستایی سراغ حسن آقا آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»


حسن آقا جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»

روستایی گفت: «نمی‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم.»

حسن آقا گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»

روستایی گفت: «می‌خوای باهاش چی کار کنی؟»

حسن آقا گفت: «می‌خوام باهاش قرعه‌کشی برگزار کنم.»

روستایی گفت: «نمی‌شه که یه الاغ مرده رو به قرعه‌کشی گذاشت!»

حسن آقا گفت: «معلومه که می‌تونم. حالا ببین. فقط به کسی نمی‌گم که الاغ مرده است.»

یک ماه بعد روستایی حسن آقا رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»

حسن آقا گفت: «به قرعه‌کشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲۰ هزارتومانی فروختم و ۸۹۸ هزار تومان سود کردم.»

روستایی پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»

حسن آقا  گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲۰ هزارتومانش رو پس دادم.»

به اشتراک بگذارید...

درج نظر