من عاشقت بودم ……

34543534543535353من عاشقت بودم

قدر تمام تکه کاغذهای یک دفتر

اندازه ی چشمان پر نورت

 

من باورش کردم

آن اشک ها و خنده هایت را

 

من با تو خوابیدم

شب ها درون حوض رویاها

 

من با تو خندیدم

قدر تمام قصه های شاد

 

من با تو رقصیدم

با موج ها و باد و با دریا

 

من بی تو می مردم

آن لحظه هایی که نمی بودی

 

من با تو غم خوردم

در روزهایی که نخندیدی

 

 

بوئیدنت سهم من از دنیا

خندیدنت اوج غرورم بود

 

دیشب درون خلوت قلبم

از روح خود صدبار پرسیدم

آیا تو روزی عاشقم بودی ؟ !

 

حرف مرا هرگز نفهمیدی ؛

           ” من ؛

                         عاشقت بودم ………………………….   “

 

 

شاعر ژوبین

۲ فروردین ۱۳۹۳

ساعت ۲ بامداد

به اشتراک بگذارید...

درج نظر