قصه مداد و پاک کن!

354756867987

مداد : متاسفم
پاک کن : چرا ؟
تو هیچ کار اشتباهی نکردی

مداد :
متاسفم چون
به خاطر من اذیت می شوی
هر وقت که من
اشتباه می کنم ، تو همیشه آماده ای آن را پاک کنی.
ولی وقتی اشتباهاتم را
پاک می کنی بخشی از وجودت را از دست می دهی
و هر بار کوچک و کوچکتر می شوی .

پاک کن :
اما برای من مهم نیست !
من ساخته شده ام تا
هر وقت تو اشتباه کردی
به تو کمک کنم
با این که می دانم روزی تمام خواهم شد و دیگری جای من را خواهد گرفت .
من رضایت دارم !
پس لطفا ناراحتی را کنار بگذار..

گفتگو بین مداد و پاک کن
برایم الهام بخش بود .

والدین ، همچو پاک کن
و فرزندان مانند مداد هستند .

آنها همیشه درکنار فرزندان هستند
و اشتباهات آنها را پاک می کنند .

اگر چه فرزندان
جایگزین (همسر ) می یابند
ولی والدین از انچه برای فرزندانشان
کرده اند شادمانند.

در تمام طول زندگیم
مداد بوده ام و والدین من مانند پاک کن ،
هر روز کوچک و کوچکتر می شوند .

این مرا پر از درد می کند چون
می دانم که یک روز انها من را ترک
خواهند کرد و خرده های پاک کن ،
تنها چیزی خواهد بود که
به خاطرم بیاورد روزی چه کسانی را داشتم.

به اشتراک بگذارید...

درج نظر